تبليغاتX
فرزندان راهي ديگر
این بار کتاب فرزندان راهی دیگر پس از ترجمه به زبان‌های فرانسه و فارسی،

به زبان عربی نیز ترجمه گردید. این کتاب در مصر توسط محمدعبدالعظیم علی ترجمه و توسط انتشارات دارالمناره به چاپ رسیده است. در زیر تصویر جلد این کتاب برای مشاهدة علاقه‌مندان درج شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 15:27  توسط نشر دف  | 

سايت خانه کتاب آشا در مطلبي يک ليست پيشنهادي از کتاب‌هاي مناسب براي هديه روز مادر را ارائه داده‌است. مطالعه اين ليست براي کساني که به دنبال تهيه يک هديه فرهنگي براي اين روز هستند خالي از لطف نيست!


+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 20:17  توسط نشر دف  | 

کتاب "فرزندان راهي ديگر" به فروشگاه "شهرکتاب نياوران" راه يافت.

نشاني: خيابان شهيد باهنر (نياوران)، روبروي کامرانيه شمالي، پلاک 137

تلفن: 22285969


+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت 3:15  توسط نشر دف  | 

مجله موفقیت در شماره 198 مهر ماه 1389 اقدام به معرفی کتاب "فرزندان راهی دیگر" نموده است. در زیر تصویر مربوط به معرفی کتاب دیده می‌شود.


+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 14:43  توسط نشر دف  | 

خبر: مجله حورا متعلق به دفتر مطالعات و تحقیقات زنان در شمارة 33 خود اقدام به معرفی کتاب "فرزندان راهی دیگر" نمود که در زیر متن ان به قلم هدی تاجیک ذکر شده است.

کتاب فرزندان راهي ديگر، نوشته «کارول آنوي» محقق و پژوهشگر علوم تربيتي و اخلاق مسيحي است که در سال 1995در ايالات متحده آمريکا به چاپ رسيده است و به علت استقبال بي‌‌نظير طيف‌هاي متفاوت فکري، فرهنگي موجود در کشورهاي اروپايي، بلافاصله به زبان‌هاي ديگر نيز ترجمه شد.


آنچه بيش از همه بر ارزش‌مندي کتاب مذکور مي‌افزايد، اين نکته است که اين عزم براي تغيير سلوک و آيين زندگي در سرزميني رخ داده است که فرهنگ انسان خدايي در تمام زواياي حيات انساني و اجتماعي‌اش ساري و جاري گرديده و ساحت معنوي و قدسي خود را به کل تابع ساحت دنيوي و نفساني خويش قرار داده است. جامعه‌اي که بنياد آن بر اساس نفسانيت بنا شده و نگارنده به خوبي در لابه‌لاي سطور خود اين مسئله را به تصوير مي‌کشد که سخن از اعتقاد به ديني که اساس آن بر عبوديت و پذيرش به اصطلاح محدوديت براي ذات حق‌تعالي باشد تا چه اندازه در چنين جامعه‌‌اي غريب و بي‌وجه مي‌نماياند.
نگارنده در آغاز بحث به روشني به اين نکته اذعان مي‌نمايد افرادي که دست از آيين مسيحيت کشيده و اسلام را به عنوان مسلک و مرام خويش برگزيده‌اند کساني هستند که نمي‌توانستند حس حقيقت‌گراي خويش را در ميان صفحات انجيل و تعامل با نظام کليسايي ارضا کنند و تعارض‌هاي درون آن را هضم نمايند. البته طبيعي است که مسيحيت تحريف‌شده که بعد از عصر مدرن به کل خود را با سازوکارهاي اومانيستي جوامع غربي سازگارکرده بود هرگز نمي‌تواند ارضاکننده‌ نداي دروني جستجوگران تشنه تعالي باشد. نگارنده با طرح اين موضوع با عنوان بحث تربيت مسيحي در خانواده آمريکايي به خوبي اين چالش‌ها و تعارض‌ها را به تصوير مي‌کشد. «در دبيرستان يک گروه از جوانان کليسايي تشکيل دادم و چهار نفر از دوستانم را تشويق کردم که به من ملحق شوند. در اين جلسات در مورد مسائل معنوي و سؤالاتي که در ذهن داشتيم بحث مي‌کرديم. سرنوشت مردمي که قبل از مسيح زندگي مي‌کرده‌اند چه خواهد بود؟ چرا برخي از افراد درست‌کار فقط به اين خاطر که به مسيح اعتقاد نداشته‌اند بايد به جهنم بروند؟ به بيان ديگر چرا برخي از افراد بسيار پليد (مثل پدر فحاش و بدزبان يکي از دوستانم) به بهشت مي‌روند فقط به خاطر اين که مسيحي هستند؟ چرا کلام خداوندي با واقعيات و حقايق علمي مقابله مي‌کند؟چگونه مسيح مي‌تواند خدا هم باشد؟ ما در مورد اين مسائل بحث مي‌کرديم؛ اما هرگز جواب‌هاي مناسبي نمي‌يافتيم. کليسا جواب قانع کننده‌اي نمي‌داد. آنها فقط مي‌گفتند بايد در برابر اين پرسش‌ها ايمانمان را حفظ کنيم. »

پس از پرسش و پاسخ و تعاملي که نگارنده با حدود سيصد و ‌پنجاه نفر از نوآييان مسلمان در آمريکا داشته است، آشنايي با يک مسلمان، برخورد با اسلام در يک کشور مسلمان، آشنايي با اسلام در محيط دانشگاه وآشنايي با قرآن را نقطه عطف‌هاي تصميم زنان آمريکايي براي (انتخاب راهي ديگر) معرفي مي‌کند.
 پس از توصيف واکنش‌هاي متفاوت خانواده و اطرافيان نسبت به اقدام دختران و زنان آمريکايي در پذيرش دين اسلام، نويسنده تلاش مي‌کند در فصل بعد با عنوان اجراي اصول اسلامي و زندگي با آنها، آنچه را که در جريان تعامل با دخترش جودي و ساير زنان و دختران نوآيين به عنوان اصول بنيادي دين اسلام آموخته بود به طور مختصر شرح دهد. بنابراين با آوردن توضيحاتي راجع به اصول پنج‌گانه اسلامي و همچنين ذکر توصيفات پاسخ‌دهندگان راجع به ظواهر شريعت اسلامي از جمله روزه و حجاب، مباني اساسي انسان مسلمان را به تصوير مي‌کشد. البته اين نکته را نبايد از نظر دور داشت که از آنجا که خانم جودي آنوي شخصاً به امر دين‌پژوهي اسلامي نپرداخته است اکثر توصيفاتي که از شريعت اسلامي ارائه مي‌نمايد مواردي است که از تعامل و برخورد با دين‌داران اسلامي به دست آمده، لذا تصوير ارائه شده، تصوير ناقصي است که بيشتر به ذکر پاره‌اي از اصول شريعت
پرداخته بي‌آنکه به کنه و حقيقت عبوديت اسلامي و باطن دين وحياني توجهي داشته باشد.
از آنجا که دغدغه اصلي جودي آنوي تلاش براي تصحيح نگرش افراد جامعه غربي نسبت به نوآيينان مسلمان بوده است در بحث‌هاي بعدي خود با هدايت جريان پرسش و پاسخ سعي در نشان‌دادن چگونگي بهبود روابط و رسيدن به وضع مطلوبي شده است که ديگران بتوانند مسلمانان را به‌عنوان افرادي که مسير متفاوتي را در سلوک انساني خويش برگزيده‌اند، بپذيرند. به طور مثال در فصل احترام به ديگر روش‌ها نگارنده با بيان دغدغه‌هاي مسلمانان در باب غذاي حلال، حجب و حيا در پوشش و روابط اجتماعي، نماز و نيايش و بحث‌هاي مذهبي و سياسي، خاطراتي را از آنان در مواجهه با اطرافيان ذکر مي‌کند که نشان دهد چطور مي‌توان در عين حفظ روابط صميمانه، به اعتقادات و مناسک متفاوت در جامعه غربي احترام گذاشت و آن را پذيرفت.
در پايان با آوردن فصلي تحت عنوان «تازه‌مسلمانان دوست دارند چه چيزهايي را بدانند» تلاش شده است تا با آوردن دغدغه‌ها، انگيزه‌ها و مشکلاتي که زن نومسلمان در يک جامعه غربي به‌ عنوان اقليت‌ فکري داراست، آنان بتوانند موقعيت مناسب‌تر و جايگاهي انساني‌تر در جامعه‌اي را بيابند که بر خلاف شعارهاي روشن‌فکرانه خود آنان را در تحريم ناعادلانه‌اي قرار داده است. نگارنده در پايان احساس خويش را تعامل با مسلمانان اين چنين شرح مي‌دهد.
«در اين سفر ما انسان‌هاي فوق‌العاده‌اي را کشف کرديم که سعي مي‌کنند با حذف فرهنگ کليشه‌اي باب طبع روز و تلاش براي تربيت فرزنداني که به خداوند و حقوق ديگران احترام مي‌گذارند، زندگي کامل و سرشار از برکت معنوي داشته باشند.»

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم تیر 1389ساعت 12:33  توسط نشر دف  | 

نمایشگاه کهکشانی با شمیم یاس

تـــمــدیـــد شـــد

سه شنبه و چهارشنبه ۲۸ و ۲۹ اردیبهشت پذیرای شما هستیم

از امروز یعنی دوشنبه مورخ 89/2/20 لغایت پنج‌شنبه مورخ 89/2/23 کتاب فرزندان راهی دیگر در نمایشگاه کهکشانی با شمیم یاس در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌گیرد.

آدرس نمایشگاه: تهران ـ دانشگاه الزهرا ـ سالن مشرق (مخصوص بانوان)

ساعات بازدید: 9:30 الی 17:30

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 11:17  توسط نشر دف  | 

از اولین لحظه‌ای که رضا و جودی به ما گفتند قصد ازدواج دارند، این نکته را هم برای مان روشن کردند که می‌خواهند در وطن رضا، یعنی ایران زندگی کنند. آن‌ها زمانی این تصمیم را گرفتند که گروگان‌های آمریکایی در ایران اسیر شده بودند و روابط میان ایران و آمریکا خوب نبود. این موضوع واقعاً برای من وحشتناک بود. مسلمان بودن رضا اهمیت کمتری داشت چون ما پیش‌بینی می‌کردیم که او مسیحی شود. در ضمن ما وقعاً این مرد جوان را دوست داشتیم و به او احترام می‌گذاشتیم.

سرانجام آن روز شوم فرا رسید. درست همان‌طور که موقع نامزدی‌شان گفته بودند، رضا جودی را برای زندگی به ایران می‌برد. اوایل زندگی‌شان سفری سفر کوتاهی به ایران داشتند، اما حالا که رضا لیسانس مهندسی و فوق‌لیسانس صنایع و جودی دوره لیسانس پرستاری‌اش را تکمیل کرده بود، آماده رفتن شده بودند. جنگ بین ایران و عراق هنوز ادامه داشت و اوضاع ایران بسیار ناامن بود. یعنی ممکن بود بتوانم دوباره او را ببینم؟ ......

فرزندان راهی دیگر     صفحه ۱۱۴

خبر: کتاب "فرزندان راهی دیگر" به فروشگاه عرضه محصولات فرهنگی "دیدار" راه یافت.

آدرس: تهران، خیابان شریعتی، خیابان دولت، سه‌راه نشاط، جنب قالی سلیمان، پلاک ۱۸۸

تلفکس: ۲۲۶۳۱۹۰۴ - ۰۲۱

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم فروردین 1389ساعت 10:19  توسط نشر دف  | 


پیش تر اشاره شده بود که کتاب "فرزندان راهی دیگر" به زبان های دیگری نیز ترجمه و چاپ شده است. در زیر می توانید ترجمه کتاب “Daughters of Another Path”  به زبان فرانسه را مشاهده کنید. اين کتاب توسط "رنه ريواردRenee Rivard”   "  با نام "Les Filles de L’autre Voie" به زبان فرانسه ترجمه شده‌است. 

 


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 13:52  توسط نشر دف  | 

خبر: کتاب "فرزندان راهی دیگر" از تاریخ ۱/۹/۸۸ در کتاب فروشی های کشور پخش می شود.

دفتر پخش مرکزی: تهران - میدان انقلاب - خیابان کارگرجنوبی - خ روانمهر - قبل از چهارراه اول -بن بست دولتشاهی - پلاک ۴ - طبقه اول

تلفن: ۶۶۹۵۰۰۱۰      تلفکس: ۶۶۴۸۰۰۲۶

...................................................................................................

بخشی از کتاب

وقتی پدر و مادرم فهمیدند مسلمان شده‌ام ابتدا بسیار نگران شدند. فکر می‌کنم امیدوار‌ بودند این مرحله‌ای است که مدت کوتاهی در آن می‌مانم و بعد از آن خارج می‌شوم. پدرم کل قرآن را خواند. مادرم در کلیسایش واحدی (درسی) در مورد اسلام برداشت و بنابراین هر دو بیشتر در مورد آن آموختند و حالا با آن راحت‌تر برخورد می‌کنند. فکر نمی‌کنم آنها هیچ وقت مسلمان شوند، البته امیدوارم که بشوند. خواهرم یک مسیحی اصولگراست و نمی‌خواهد که درباره این موضوع صحبت کند. او از اینکه من بعد از مردنم به جهنم می‌روم نگران است و تمام مدت برایم دعا می‌کند. اما از جهاتی دیگر، با هم رابطه خوبی داریم و این را فهمیده‌ایم که تا وقتی قصد صحبت کردن در مورد دین را نداریم می‌توانیم در کنار هم باشیم.

فرزندان راهی دیگر - صفحه ۵۴

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 21:47  توسط نشر دف  | 

جودي در فصل پاييز، در نيمسال دومين سال تحصيلي، دانشگاه را ترک کرد. او که از لحاظ روحي بسيار آشفته و پريشان بود، به همراه مادربزرگش رفت تا با او زندگي کند، چون مطمئن نبود که بتواند زندگي با ما را تحمل کند. مدتي بعد از آن پاييز، جودي به همراه گروه کوچکي از جوانان با تور به کليسايي رفتند تا  به کنگره‌هاي مختلف بروند و قسمت‌هاي تاريخي و قديمي کليسا را کشف و بررسي کنند. وقتي جودي از سفر برگشت در مورد احساسات التيام بخشي که در آن سفر تجربه کرده‌بود با ما صحبت کرد: "پدر! مادر! حالا مي‌فهمم که منظور شما از وجود خداوند چيست. من وجود خدا را احساس کردم. وقتي با گروه مشغول نيايش بوديم حس کردم يک سيل گرم در روحم طغيان کرد و اين به من اطمينان داد که واقعا خدايي وجود دارد. اين تجربه واقعا براي من شفابخش بود و الان آماده‌ام تا زندگي‌ام را از نو شروع کنم."

اما جودي هنوز براي برگشتن به خانه آماده نبود. به‌همين خاطر يک آپارتمان در يکي از خانه‌هايي که براي اجاره گذاشته‌بوديم، در اختيارش گذاشتيم . در همان نيمسال بود که جودي و رضا با هم آشنا شدند. رضا دانشجوي رشته مهندسي در دانشگاه بود. او پسري بود جدي و موقر و همه صفات و ارزش‌هاي اخلاقي و معنوي را که جودي براي زندگي‌اش مي‌خواست داشت. بالاخره کسي پيدا شده‌بود که به جودي براي تبديل شدن به آنچه واقعاْ در پي‌اش بود کمک کند. عيد پاک، براي ديدار بستگان عازم سفر بوديم و از جودي و رضا دعوات کرديم تا ما را همراهي کنند. وقتي روز عيد پاک براي رفتن به کليسا آماده مي‌شديم جودي هيجان‌زده زمزمه کرد: "مادر! رضا از من خواسته که با او ازدواج کنم و با هم به ايران برويم تا همان‌جا با هم زندگي کنيم. اين عالي نيست؟!

"فرزندان راهی دیگر" صفحه ۷

خبر: روزنامه همشهری در تاریخ ۱۶ آبان کتاب "فرزندان راهی دیگر" را معرفی کرد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 15:49  توسط نشر دف  | 

من از دوستم خواستم تا با من در مراسم عشاي رباني شرکت کند. او گفت به کليسا نمي‌آيد چون مسلمان است.پرسيدم :"مسلمان ديگر چيست؟"غافل از اينکه با آغاز پاسخ او زندگي من تا ابد تغيير خواهد کرد. ابتدا مشتاقانه گوش دادم تا اينکه به بخشي رسيد که در آن مسيح را به عنوان پسر خدا تکذيب مي‌کرد و حتي قرباني شدن او را بر روي صليب به‌خاطر گناهان ما منکر مي‌شد.در برابر حرف‌هاي اين دوست خودم را توجيه کردم و به خودم براي تلف کردن اين‌همه وقت اعتراض کردم که حالا هم مراسم عشاي رباني را از دست داده‌بودم و هم بايد براي اعتراف به شنيدن حرف‌هايش نزد کشيش مي‌رفتم. مدتي بعد دوباره درمورد عقايدش با هم صحبت کرديم. ما بيشتر در عقايدمان شبيه به نظر مي‌آمديم تا مخالف: بهشت و جهنم، ملائکه، وظائف ما نسبت به هم‌نوعان و کتاب مقدس. تنها مسئله مسيح بود که ما را در دو سوي مخالف قرار مي‌داد. همچنين متوجه يک گرفتاري ديگر شدم. صرف نظر از همه‌چيز داشتم عاشقش مي‌شدم اين ديگر مسئله اسلام نبود. مسئله مسيحيت و منِ مسيحي بود. در همه‌چيز شکاک مي‌شدم و احساس گناه، مرا در خود غرق مي‌کرد. به دنبال هر راهي مي‌رفتم تا از شر اين ديو شک خلاص شوم. بعد از آن در طول يک هفته، سه اتفاق عجيب برايم افتاد که باعث شد يک‌باره مسيحيت را رها کنم.

اول اينکه سراغ راهبه‌اي رفتم که عميقا به او اعتماد داشتم و دلم را پيش او خالي کردم. او با ترحم و مهرباني با من برخورد کرد، اما وقتي مي‌خواستم برگردم يک قرآن به من هديه داد. خيلي گيج شده بودم. بعد به سراغ معلم ديني‌ام رفتم که يک فرد عامي و ناوارد بود. وقتي باهم صحبت کرديم از پاسخ‌هاي نامربوط او بيشتر گيج شدم و دست آخر از او پرسيدم: "ببينيد، من مي‌خواهم به من بگوييد آيا مطمئنا و بدون شک مسيح پسر خداست؟"و او گفت :" نمي‌توانم اين را به تو بگويم." در اين حال به من نگاه نکرد. عصباني شده‌بودم که اين مردم چرا جواب‌هايي را که من به دنبالش بودم به من نمي‌دادند؟

در آخر رو به خدا کردم. حداقل مطمئن بودم که او هنوز براي من وجود دارد و کمکم مي‌کند. آرزو کردم که ذهن و قلب مرا باز کند و خودش پاسخ‌هايي را که به دنبالش بودم به من نشان دهد. از روشي استفاده کردم که قبلا بارها تجربه کرده‌بودم. هرچه در قلبم بود نيت مي‌کردم، انجيل را در يک صفحه اتفاقي باز مي‌کردم و بعد جوابم را پيدا مي‌کردم. انجيلم در صفحه محاکمه "پونتيوس پيلات" باز شد. پيلات داشت سعي مي‌کرد حرفي از زير زبان مسيح بيرون بکشد که بتواند با آن او را محکوم کند تا خود را از گناه محکوم کردن مسيح به مرگ برهاند. پيلات از او پرسيد: "آيا تو پسر خدا هستي؟" و مسيح رو با حواريون، ماتيو، لاک، مارک و جان پاسخ داد:"اين شما هستيد که اين را گفته‌ايد."

ناگهان احساس آرامش کردم.

کتاب "فرزندان راهی دیگر" صفحه 40

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 7:39  توسط نشر دف  | 

 

کتاب "فرزندان راهی دیگر" به صورت محدود وارد بازار شد. این کتاب از امروز در کتاب فروشی "آگاه" واقع در خیابان انقلاب روبروی دانشگاه تهران قابل تهیه است و به زودی در دیگر کتاب فروشی های معتبر سراسر کشور عرضه خواهد شد.  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 23:41  توسط نشر دف  | 

 

کارول ال.انوی کارشناس ارشد علوم تربيتي و روان شناسي باليني است. هم‌زمان با فعاليت در مدارس به عنوان مشاور تربيتي، پانزده سال از عمر خود را صرف نگارش و ويرايش منابع آموزشي درباره نقش زنان و کودکان در خانواده، همچنين منابعي در موضوع اخلاق مسيحيت کرده‌است.

وي ضمن سفر به شهرهاي ايالت متحده، کارگاه‌هاي آموزشي بسياري براي تربيت معلمان و مربيان مدارس برگزار نموده، و در اردوهاي اعتکاف مسيحيت به هدايت ديني پرداخته‌است. رشته‌ي تحصيلي، قدرت نويسندگي و تعهد وي نسبت به قبول يک زندگي روحاني در پذيرش انتخاب دخترش براي تغيير مذهب و قبول اسلام به او ياري نمود.

کتاب "فرزندان راهي ديگر" يکي از آثار اين نويسنده يه بيان تجربه شخصي‌اش و همين‌طور داستان‌هايي از ديگر دختران و زنان مسيحي تربيت شده در فرهنگ آمريکايي که اسلام را پذيرفته‌اند، مي‌پردازد.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 17:24  توسط نشر دف  | 

دوستان عزيز سلام
پيش از هرچيز از تمام دوستاني  نظرات و سوالات خود را در اين فضاي مجازي مطرح کردند سپاسگزارم.

همانطور که در پست قبل هم توضيحاتي داده شد، کتاب "فرزندان راهي ديگر" شرح چگونگي مسلمان شدن عده‌اي از زنان مسيحي در آمريکا، شرح انگيزه‌ها و علل اسلام آوردنشان، تجربيات و دغدغه‌هاي آنان است. همچنين در طول کتاب با تحولاتي که در زندگي شخصي و دروني خود با آن مواجه شده‌اند بيشتر آشنا مي‌شويم.

در حين ترجمه کتاب بسيار راغب شدم تا در مورد تجربيات آن دسته از هموطنان مسلماني که تجربه زندگي در کشورهاي غيراسلامي را داشته‌اند بيشتر بدانم. زيرا گمان مي‌کنم از اين طريق امکان يک مقايسه تطبيقي ميان تفاوتهاي سبک زندگي آن دسته از مسلماناني که با  فرهنگ بومي (نوعا شرقي) و تربيت اسلامي به يک کشور غير مسلمان کوچ کرده‌اند و مسلماناني که با تربيت غيراسلامي و غربي در تلاشند تا خود را با آموزه‌هاي يک فرهنگ اسلامي منطبق کنند، ايجاد خواهد شد.

در اينجا از تمام هموطنان مسلمانم که سابقه زندگي در کشورهاي غير مسلمان را داشته‌اند دعوت مي‌کنم تا دغدغه‌ها، چالشها و تجربيات مثبت و منفي خود را با ما درميان بگذارند.

همچنين بسيار مايلم نظرات و ديدگاههاي هموطنان عزيز مسيحي را نيز در مورد مطالب کتاب بدانم.

در ضمن در پاسخ به آن دسته از دوستاني که در مورد چگونگي تهيه کتاب پرسيده‌بودند عرض مي‌کنم که توزيع کتاب از اواخر مهرماه در کشور آغاز خواهد شد .

اميد دارم اين کتاب به سهم خود پلي باشد براي مفهمه ميان دو فرهنگ که کاش از آنچه آموختني است بياموزيم و به کار بنديم.

 

مونا ابراهیم نظری

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 3:34  توسط نشر دف  | 

 

اين اثر ترجمه کتاب Daughters of Another  Path  که در ترجمه آن را "فرزندان راهي ديگر" نام نهاده‌ايم، نوشته کارول ال آنوي به سال 1995 در ايالات متحده است. با استقبال مناسبي که اقشار گونان از اين  کتاب داشته‌اند پنج بار ديگر به چاپ رسيد و به ساير زبانها از جمله فرانسه نيز ترجمه شد. اين ترجمه‌ي فارسي برگرفته از نسخه فارسي 2003 است. نويسنده سالهاي متمادي در مدارس و مراکز آموزشي مشاور امور اجتماعي و خانوادگي بوده و آثاري پژوهشي درباره مسيحيت و نقش آن در اجتماع و خانواده، همچنين مسائل و مشکلات مربوط به نقش اجتماعي زنان در آمريکا را نگاشته‌است.

کتاب تجربيات و داستان زنان و دختران آمريکايي نوآيين مسلمان، شوق‌ها، آرزوها، هدف‌ها و مشکلات ايشان در سازگاري با جامعه‌اي است که در آن زندگي مي‌کنند. انگيزه اصلي اين پژوهش ازدواج جودي آنوي دختر نويسنده با يک دانشجوي ايراني و رويدادهاي پس از آن، به ويژه گرويدن او به دين مبين اسلام است..."

 

 

"بخشي از مقدمه کتاب"

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 21:49  توسط نشر دف  |